تکنو اسپورت
تکنولوژی و ورزش
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: محمد رضا - پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱

وقتی که با پله برقی از سالن ترانزیت به جمع مستقبلین نزدیک می شد ، یاد شبی افتاده بودیم که در همین ساعات چاقویی در قلب هواداران ایتالیا در ایران فرو کرد. پنالتی مرگ بار فینال جام جهانی 1990 در آمریکا. وقتی زانو زد و روی زمین نشست تا تلاش های یک نسل جذاب بی ثمر بماند. نسلی که پائولومالدینی و روبرتو باجو را هم در خود داشت. دو ستاره بزرگ و جهانی ایتالیا که از طرفداران  مونث دلبری می کردند .


فرانکو اما از جنس دیگری بود. بیشتر شبیه به آلمانی ها بود. محکم و فوتبالیست. قهرمان ، نه ستاره . او در دوجام جهانی 90 و 94 به میدان رفت و فرانتس بکن باوئر افسانه ای را به یاد آورد.مدافعی که آخرین لیبروی کلاسیک فوتبال جهان محسوب می شود. مدافعی که به یک قدمی توپ طلا هم رسید ؛ اما این انتظار دفاعی در سال 2006 سر آمد. وقتی فابیو کاناوارو بعد از جام جهانی توپ طلا را هم فتح کرد...

فرانکو اگرچه عرصه ملی را با افتخار اما با طعمی از تلحی ناکامی ترک کرد ( اگر چه در جوانی عضو ایتالیای 82 فاتح جام جهانی بود)اما در میلان به هرچه می خواست رسید. او کاپیتان تیمی است که یکی از بزرگترین های تاریخ فوتبال است. تیمی در حد رئال دهه 50 ، آژآکس و بایرن دهه 70 ، و البته بارسلونای پرهوادار پپ گواردیولا. تیم هایی که قادر به تاریخ سازی شدند. تیم هایی با ستاره های بزرگ . فرانکو در این تیم جلوتر از جووانی گالی ، مارکو فان باستن ، فرانک ریکارد ، ژان پی یر پاپن ، مارسل دسایی ، کارلو آنچلوتی ، روبرتو دونادونی ، رود گولیت ، زوانیمیر بوبان و خیلی های دیگر وارد زمین می شد. مردی که همانطور که خودش می گوید 30 دربی را تجربه کرده است. تجربه تن به تنی با لوتار ماتئوس ، آندی بره مه ، یورگن کلینزمن ، آلدو سرنا ، جوزپه برگومی و همه آنها که میلان را تبدیل به مهمترین شهر دنیای فوتبال کردند.

 

او حالا در تهران است. فرانکوی کبیر قبل از اینکه با شال قرمز مقابل عکاس ها ژست بگیرد ، در هواپیمایی که او را از رم به تهران می رساند اطلاعاتش را درباره ایران و فوتبال ما تکمیل کرده بود ، بنابراین با آمادگی مقابل خبرنگاران ایستاد و از دربی های 100 هزار نفری تهران و علاقه مردم ایران به فوتبال و البته تاریخ این سرزمین گفت. چیزی که به دلیل ایتالیایی بودن طبیعتا اطلاعات خوبی از آن دارد...

او گفت : بنا به دعوت مسئولین باشگاه پرسپولیس و در جهت تداوم همکاری های دوجانبه به ایران آمدم و قرار است در این مدت از باشگاه پرسپولیس، آکادمی فوتبال این باشگاه بازدید کنم و همچنین قرار است روز جمعه دربی تهران را از نزدیک تماشا کنم.تجربه حضور در ایران برای من خیلی خوشایند است. شنیده بودم که ایران کشوری فوق العاده زیبا است و دوست داشتم اینجا را از نزدیک ببینم و مطمئن هستم خاطرات خوبی از ایران با خودم به ایتالیا می برم.

باره زی که با حوصله به سئوالات جواب می داد درباره بازی فردا گفت : شنیده ام در دربی تهران بیش از صدهزار نفر تماشاگر حضور دارد و این موضوع برای من خیلی جالب است. من سابقه بیش از سی بازی در دربی میلان را دارم و می دانم انجام بازی دربی آن هم مقابل این تعداد تماشاگر چه لذتی دارد. در این بازی من مهمان پرسپولیس ها هستم و با توجه به اینکه پرسپولیس هم مانند تیم میلان که در ایتالیا به روسونری شهرت دارد در ایران سرخپوش است دوست دارم در بازی فردا تیم برنده پرسپولیس باشد.

این مصاحبه ها بعد از نیم ساعت به پایان رسید اما یک ساعت بعد زمانی که برق فلاش یک عکاس در هتل چشم او را زد ، با خنده به همراهش گفت:ایران هم پاپاراتزی دارد. باید مراقب باشیم!

تا فردا میزبان او خواهیم بود. شاید فرصتی بشود تا از آن میلان بزرگ بپرسیم و از خیلی چیزهای دیگر. همان پنالتی عجیب در رزبال.

منبع : سایت گل

نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :


ساعت مچی